|
|
|
|
|
سلام
یه چند تا مطلب خوشگل دیدم حیفم اومد آپ نکنم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد. گفته بودم عشق محاله سيب حوا سيب کاله اگه هر کي گفت اسيره که بدون تو ميميره تو بدون خالي ميبنده تو دلش به تو ميخنده اگه گفت بمون کنارم بي تو دنيايي ندارم هرجا که پامو ميذارم تو رو اونجا کم ميارم حرفاشو جدي نگيري واسه اشکاش تو نميري نذاره دست توي دستت نبره چشماي مستت ولي حالا پشيمونم نميخوام بي اون بمونم اوني که قلبموبردش غصه رو به من سپردش منو کرده يه ديوونه ولي پيشم نميمونه تا بهش بگم اسيرم که بدون تو میمیرم.
همیشه مهم تو بودی ...... اگه غروری بود برای تو بود ..... اگه احساسی بود باز هم برای تو بود و من قانع به یه نگاه تو بودم ........ نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یه غروب پاییزی توش بود .. یه حس که بهم میگفت باهات نمی مونه ..................... و حالا نمی دونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو ........ دل به کلمات عاشقانت بسپرم یا از کارای نامهربونت دلگیر بشم . می بینی هنوز هم تو برنده این بازی هستی و هنوز دل دیوونه ام نمی خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه ............
کسی با سکوتش، مرا تا بیا بان بی انهتای جنون برد کسی با نگاهش، مرا تا در ندشت دریای خون برد مرا باز گردان مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان!
با بودن من غم تو دلت جون مي گيره مي ميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره اگه با موندن من باغ تو ويرونه مي شه ميرم اما مي دونم دل بي تو ديوونه مي شه فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم مي رسه كوه به كوه نمي رسه آدم به آدم مي رسه مرهمي از شب چشمات واسه دردم نداري خورشيدي اما خبر از تنه سردم نداري.
رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ابتداي يک پريشانيست حرفش را نزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشمهايم بي تو بارانيست حرفش را نزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آسانيست حرفش را نزن ذوست داري که ديگر برنگردم پيش تو راهمان با اينکه طولانيست حرفش را نزن تو مي خواهي که روزي عهدمان را بشکني اين شکستن نا مسلمانيست حرفش را نزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 4:35 توسط نگار
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 5:10 توسط نگار
|
|
||